بوی گرگ

فــــــــرهـــــاد

گرگ ها همیشه زوزه نمی کشند

گاهی هم می گویند : دوستت دارم

و زودتر از آنکه بفهمی بره ای ، می درند خاطراتت را

و تو می مانی با تنی که بوی گرگ گرفته



وقتی یه چیز بهت...

فــــــــرهـــــاد

 



وقـتی یـه چـیــزی بـهـت میـگـه حـــرصـت دراد...

بـرمـیگــردی و بـا اخـــم نـگاش میـکـنی و یــه ضــربـه مـیـزنی

بـه بـازوش کـه بـگی خـیلی بـدی...

امــا تنـهـا کاری که اون مـیکنـه یـه لبـخـنـد مـیـزنـه و مـیگـه :

زدی؟!...مـنــو زدی؟بـاشه...!

قـهــر مـیکـنـه و روشـو بـرمـیگـردونـه ...

اونـجــاس کـه دلـت میـگیـره...

اسـمشـو بـا تـمــام عـشـق صــدا میـکـنی

دسـتـاتـو میـگیـره و میـگـه جــونـم؟

 شــوخی کــردمــو مـیـبرتـت تـو آغـوشـش.....

چـشـاتــو میـبنـدی و دلــت آروم میـگـیـره!!!

اونـجــاس کــه مـیگی خــدایــا ازم نـگـیـرش...

 

 



اونی که ...

فــــــــرهـــــاد

 

شنیدید که میگن : اونی که گریه می کنه ، یه درد داره

اما اونی که میخنده هزار تا!

من میگم : اونی که میخنده هزار تا درد داره

ولی اونی که گریه میکنه......

به هزار تا از دردهاش خندیده , اما جلوی یکیشون کـــــــــــم آورده



جمله های غمگین گریه آور

فــــــــرهـــــاد

 

جمله های غمگین و گریه آور, جمله های غمگین

     آشپزی ام خوب نیست ؛ اشک پشت پا بریزم برایت ؟
:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند
    گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی…

  :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
    امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
    و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
    و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…
    و غمــت سـهم ِ مــن!

 :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    دلم بهانه ای میخواهد برای ادامه زندگی…
    مثل یک بوسه عاشقانه که یادم بیاورد هنوز زنده ام !

 :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود !
    تو … هیچ کجا نیستی…

 :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    بهار من مرا بگذار و بگذر
    رهایم کن برو دلدار و بگذر
    من عادت می کنم اینجا به غمها
    مرا پر کن از این اجبار و بگذر…

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” …
 :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    حتی دوباره لبخند زدن هم دل میخواهد که من دیگر ندارم !
  :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    تو را هرگز آرزو نخواهم کرد، هرگــــــــز …
    چون محال میشوی مثل همه آرزوهایم !

   :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    دنیا اونقد کوچیکه که آدمایی رو که ازشون متنفری هر روز میبینی
    ولی اونقدر بزرگه که اونی که دلت می خواد رو هیچوقت نمیبینی …

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی!
    نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه

  :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    دیر آمدی ؛ بودنم در حسرت خواستنت تمام شد …
  :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    دیار عاشقی هم شهر هرت داره !
    خیلی راحت دل می دزدن ، دل می برن ، دل می شکنن …

  :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد ، غصه می خورد ، بغض می کند ، اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود …
    آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه …

 :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    گاهی از خیال من گذر می کنی …
    بعد اشک می شوی …
    رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من …

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    به من گفت برو گورِت رو گم کن …
    و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !
    کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
    “زبانم لال !”

 :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    اولین خنده ز بی دردی بود
    آخرین گریه ز بی درمانی

 :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    من که به هیچ دردی نمیخورم …
    این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند …
 :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    نمیدانی چه حالب دارم “من” وقتی که از “من” حال “تو” را میپرسد…
   :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    من مرده ام … به نسیم خاطره ای ، گاهی تکانی می خورم … همین
:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    کاش بودی تا من نیز چیزی برای از دست دادن داشتم …
 :::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    استخوان هایم را به دانشمندان بسپارید …
    شاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی !
    من از دوری تو منقرض شدم …

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    چند تکه از تو
    پریشان افتاد
    ته فنجانی که فالم را می گرفت…
    می گفت آرام نیستی
    و فردا هیچ نامه ای نخواهد آمد…

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    شبانه هایم برای تو
    عشق هم…
    خاطره ی مُرده ای باشد
    برای وقت های کسالت

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند
    تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم…

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    خاطرات مثل یه تیغ کند می مونه…که رو رگت میکشی…
    نمیبره ، اما تا می تونه زخم میکنه…

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    خــوب ِ مــن ،
    همین جا درون شعرهایم بمان
    تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد
    به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛
    من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها
    شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان
    تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    به سادگی رفـت ؛ نــه اینکه دوستم نداشت !
    نـــــــــه ، فهمید خیییییییلی دوستش دارم !

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    جان غمگین ، تن سوزان ، دل شیدا دارم
    آنچه شایسته عشق است ، مهیا دارم
    سوز دل ، خون جگر ، آتش غم ، درد فراق
    چه بلاها که ز عشقت من تنها دارم

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو !
    استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو !

:::::::::::::جمله های غمگین::::::::::::::::
    من ماندم و حلقه طنابی در مشت
    با رفتن تو به زندگی کردم پشت
    بگذار فردا برسد می شنوی
    دیروز غروب ، عاشقی خود را کشت



زندگی تعداد نفس نیست...

فــــــــرهـــــاد

 

زندگی تعداد نفس نیست... تعداد لبخند کسی است که دوستش داریم... پس بخند تا زندگی کنم

هوا پر شده از دوستت دارم هایی که برایت فرستادم... کاش پنجره ات باز باشد

دلم گرفته از ادمهای حرف نفهم! حرف هایم را نمیفهمند... حرف هایم را هر طور میخواهند برداشت میکنند... بی دلیل مجازاتم میکنند... و بی دلیل..... رهایم...

چای هایت را تلخ نخور! کمی نگاهم کن… تمام قند های دلم را برایت آب می کن



تمام زندگیمو میدم...

فــــــــرهـــــاد

 

قیقت دارد کافیست چمدانهایت را ببندی تا حاظر شوند برای از یاد بردنت اونکه دوسش داری زود تر

..................

تمام زندگیمو میدم تا برگردی همین که برگشتی بگم دیگه نمیخوامت گمشو

..................

روی زمینی زندگی میکنیم که خودشو جو گرفته دیگه تکلیف ادماش معلومه

..................

هر صبح مادرم میگه باز که دیشب اب دهانت بالشتتو خیس کرده من لبخند میزنم و خدا رو شکر میکنم که هنوز از گریه های شبانه ام بی خبره

...................

میخوام همه ی سیگار ها را زیر تابلوی سیگار ممنوع دود کنم تا باطل کنم قانونی که معنای دل تنگی را نمیداند

...................



از کجا بگویم

فــــــــرهـــــاد

 

 

از کجا بگویم ؟! 

به طرز عجیب و احمقانه اى دلم برایت تنگ است دلخوشیها کم نیست …

آدمهاى دور و برم هم کم نیستند … 

مى آیند لبخندى روى لبم مى نشانند و میروند …

ولى دلتنگى عجیبى همیشه و همه جا همراه من است …

نمیدانم این روزهایت چطور میگذرد …

نمیدانم تو هم دلتنگى یا نه ؟ …

میدانم که میخوانى …

و میدانم که نمیدانى چقـدر این دلتنگى برایم زجرآور است …

آنها که کمتر مرا میشناسند هنوز هم میگویند …

خوش به حالت چه روحیه اى دارى …

کاش بلد بودیم مثل تو ساده بگیریم و بخندیم …

اما آنها که بیشتر میشناسند …

میگویند نفسهایت غبار دارد …

چشمانت تار است … 

از کجا بگویم ؟! …

از آغوشهایى که اندازه ام نمیشوند ؟! …

لبخندهایى که شادم نمیکنند ؟! …

از آدمهایى که نمیخواهم بیشتر بشناسمشان ؟

منبع:غزل